زمان به زبان کلمه
  
آموزش زبان انگلیسی در خواب آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینه‌های اضافی فقط با این نرم‌افزار  تمام شبکه ها را ببینید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
روز چهارم
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 تیر ماه سال 1390 توسط معصومه | 2 نظر

ظاهرا تعداد زیادی از همراهان ما تا نصف چین را نخرند خیالشان راحت نمی شود ، این فامیل های عزیز در مقابل سوال من که باباجان اینهمه آمده ایم چین فقط برویم خرید؟ با اعتماد به نفس بالایی سوال می کنند که ؛پس چی؟؛ این است که این دو روز خبر خاصی نبود جز کمر درد و پا درد و جیب های خالی و کلی ادا و اطوار چینی!
لذت رذیلانه ای دارد اینکه شوخی هایت را ، اعتراضت را و کلا هرچه دلت می خواهد را بلند بلند می گویی و هیچکس جز اطرافیانت نمی فهمد...لذت رذیلانه ای که چینی ها هم هیچ از آن بی بهره نمی مانند ، جالبش البته لجظه ای است که می فهمی مغازه دار هم فارسی بلد است!
فعلا بهترین تجربه ی چینی ای که تا امشب داشتم همان سوسک خوران دو شب پیش است در وانگ فوجی ، خیابان پهنی که به قول مریم ؛شبیه خارج بود!؛ یک باغ سپهسالار روشن و عریض و طویل و البته مدرن تر با انواع و اقسام برندهای معروف که منتهی می شد به یک خیابان دیگر که نه عریض بود ، نه طویل و به جای تمام برندها پر بود از ردیف فروشندگانی که با اصرار از ما می خواستند میوه ها و ملخ ها و شفیره ها و البته سوسک های برشته شان را امتحان کنیم.
جالب ترین هاشان یکی فروشنده ای بود که برای اینکه بگوید گوشت هایش حلال است مامان را چیزی صدا می کرد شبیه ؛حاج خانم؛ و فروشنده ی دیگری که با اعتماد به نفس زیادی در جواب سوال من ، گفت که انگلیسی بلد است و بعد در مقابل سوال بعدی ام که : این تخم چه پرنده ای است ؟ شروع کرد به بال بال زدن!
بعد از همه ی اینها بهترین خاطره ی آن شب برای من دیدن دختر و پسرهای خارجی ای بود که دور هم جمع شده بودند تا سوسک و هزارپا امتحان کنند ، یک دختر بلژیکی نازنین و یک پسر سیاه پوست آمریکایی و... ظاهرا نتیجه ی کلی این بود که خرچنگ و مشتقاتش قابل تحملند و سوسک و امثالهم  بی مزه ، راجع به مزه ی سوسک اصرار که داشته باشی جوابت چیزی می شود شبیه شور بات نات گود ، البته سلیقه ها فرق می کند!
...
فعلا همین و ...
آها ، یکی از قسمت های خوب ماجراهای خرید اینجا این است که اکثر دخترهای فروشنده با ما مثل حوریان بهشتی برخورد می کنند که معلوم نیست چطور می توانیم اینقدر زیبا باشیم و اینهمه چشم داشته باشیم...!
...مردمان خوبی اند کلا ، ساده و معمولا مهربان و پر از سر و صداهای عجیب و غریب...

روز دوم
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 28 تیر ماه سال 1390 توسط معصومه | 3 نظر

ساعت ۱۱با هر بدبحتی ای که بود بیدار شدم ، شب قبل هوا روشن شده بود که بالاخره دست از حرف زدن برداشتیم و خوابیدیم.
همه در جنب و جوش آماده شدن اندبرای رفتن به ؛یشو؛ و خرید و خرید و خرید...خرید کردن اینجا سیستم خاصی دارد ، قیمت اصولا حرف بی ربطی است ، مهم نیست وقتی می پرسی ؛جاگا دو شا شی ین؟ فروشنده چه قیمتی را می گوید ، مهم این است که خودت یک قیمت احمقانه روی جنس بگذاری و آسمان هم به زمین بیاید از حرفت پایین نیایی. اتفاق بعدی این است فروشنده یا به شکل یک فحش مجسم نگاهت می کند و یا خیلی محترمانه می گوید نه. در هرحال در این قسمت شما باید قهر کنی و از مغازه خارج شوی ، در حالت اول که اتفاقی نمی افتد ولی در حالت دوم تا ته بازار هم که رفته باشی فروشنده می دود دنبالت و برت می گرداند و خلاصه بعد از طی یک پروسه ی دوستانه! به قیمتی راضی می شود در حدود یک دهم قیمت اولیه که البته سر جمع تفاوت چندانی با قیمت های تهران ندارد.
کمر و پاهایمان که خوب درد گرفت می گردیم دنبال تاکسی و خدا را شکر می کنیم که فائزه چینی بلد است ، ظاهرا مسیر خانه ی ما سر راست نیست و کسی حوصله ندارد برساندمان ، بالاخره بعد از نیم ساعت تلاش تاکسی گیرمان می آید.

ناهار را ساعت ۶ می خوریم ، ظاهرا ناخودآگاهمان اصرار خاصی دارد که برطبق ساعت ایران زندگی کند. بعد از ناهار! و یک استراحت کوتاه که در درد پاهایمان اثری نداشته راه می افتیم به سمت خیابان وانگ فوجی ، خیابانی که قرار است سوسک خوردن معروف چینی ها را تماشا کنیم...
 

 

چین 1
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 تیر ماه سال 1390 توسط معصومه | 4 نظر
هرچقدر هم که تلاش کنی ندید بدید بازی در نیاوری ساعت یک نصفه شب که خورشید همه ی آسمان را روشن کند باورت نمی شود...
ساعت 4 نصفه شب به وقت ایران و 7 و نیم به وقت چین رسیدیم ، هوا شرجی و بارانی است و اطرافم شلوغ...
این دوهفته اگر همت کنم شب ها از دیده های روزم می نویسم. هم اینجا و هم در فیس بوک.
بی سر و تهی نوشته ها را به شلوغی اطرافم ببخشید.
خواهم نوشت "ان شا الله"!

درباره وبلاگ
آخرین مطالب
فاطمیه در سربازی
ابله
نگین های اتمی
ما نیز هم...
خوشبختی
[ بدون عنوان ]
لخت شدن نمادین گلشیفته...
کنکور
[ بدون عنوان ]
حمام زنانه...مردانه؟
روز هشتم یا سمت تاریک مسافرت
روز چهارم
روز دوم
چین 1
قصه هایت را دوره کن...
آرشیو
اسفند 1389
فروردین 1390
اردیبهشت 1390
خرداد 1390
تیر 1390
مرداد 1390
شهریور 1390
آبان 1390
دی 1390
بهمن 1390
اسفند 1390
فروردین 1391
اردیبهشت 1391
لوگو
پیوندهای روزانه
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
تعداد بازدیدکنندگان : 7661

موبایل

فال حافظ

دانلود

خرید اینترنتی